image
hl1

بالاجا اژدهایا نه اولوب؟

بالاجا اژدها مریض اولوب و آرتیق آغزیندان اود چیخمیر…

اونون حکایه‌سینی بورادان دینله‌یه بیلرسینیز

خلاصه داستان بالاجا اژدهایا نه اولوب؟

اژدهای کوچکی وجود دارد که ناگهان توانایی ذاتی و طبیعی خود، یعنی فوت کردن آتش را از دست میدهد. به جای شعله های آتش، سرما یا یخ از دهانش خارج می شود. این تغییر، برای او و دوستان و اطرافیانش عجیب، نگران کننده و حتی خجالت آور است. او دیگر شبیه دیگر اژدهاها نیست و احساس هویت خود را از دست داده است.

تمام داستان حول این سؤال میچرخد که «بالاجا اژدهایا نه اولوب؟». او و دیگران سعی میکنند دلیل این تغییر را بفهمند. آیا بیمار شده؟ یا این یک تحول درونی و نمادین است؟

در طول داستان، اژدهای کوچک با این واقعیت جدید دست وپنجه نرم میکند و در نهایت درمی یابد که این تفاوت،یک ضعف نیست. شاید بتواند از این قدرت جدید (یخ/سرما) در موقعیت های جدید و به روشی مفید و منحصربه فرد استفاده کند.

اوخوجانین بو و باشقا ویدئوکتاب‌لارینی KİTABXANAM اویغولاماسیندا ایزله‌یه، دینله‌یه و اوخویا بیلرسینیز.   این ویدئوکتاب و سایر ویدئوکتاب‌های اوخوجان را می‌توانید در اپلیکیشن KİTABXANAM مطالعه کنید (ببینید، بشنوید و بخوانید). 

توضیحات کتاب بالاجا اژدهایا نه اولوب؟

کتاب «بالاجا اژدهایا نه اولوب؟» اثر محمد اکبری‌هشترودی (انتشارات قالان یورد، با تصویرگری شادی پوشه‌دارگلوجه) داستان نمادین و پرمعنایی است درباره اژدهای کوچکی که ناگهان توانایی ذاتی خود فوت کردن آتش را از دست می‌دهد و به جای آن، سرما و یخ از دهانش خارج می‌شود. این تغییر، هم برای خود او و هم برای دوستان و اطرافیانش عجیب و نگران‌کننده است و کل داستان حول پرسش از هویت، پذیرش تغییر و کشف قابلیت‌های جدید شکل می‌گیرد.

در نسخه صوتی یا ویدیویی کتاب بالاجا اژدهایا نه اولوب، روایت گرم و جذاب صداپیشه پیشکسوت خانم کبری میرحسینی و به اهتمام و هماهنگی گروه اوخوجان به زبان ترکی آذربایجانی، بر عمق عاطفی داستان می‌افزاید و پیام اصلی کتاب را به زیبایی انتقال می‌دهد: تفاوت‌ها نه تنها ضعف نیستند، بلکه می‌توانند سرآغاز توانمندی‌های منحصربه‌فرد و راه‌حل‌هایی نو برای دشواری‌ها باشند. این اثر با ترکیب متن ساده، تصاویر گویا و روایت مؤثر، مخاطب کودک و نوجوان را به تأمل درباره خود و دیگران دعوت می‌کند.

روش‌های خرید کتاب بالاجا اژدهایا نه اولوب اوخوجان:

۱. دایرکت پیج اینستاگرام اوخوجان
۲. ادمین تلگرام اوخوجان  

داستان بالاجا اژدهایا نه اولوب

صبح شد و اژدهای کوچولو از خواب بیدار شد. اما حال عجیبی داشت. احساس می‌کرد سینه و گلویش چقدر سرد است!
«حتماً سرما خوردم!» با خودش گفت و رفت تا شومینه خانه را روشن کند. جلو شومینه نشست، نفس عمیقی کشید و سعی کرد مثل همیشه آتش فوت کند. اما به جای شعلۀ گرم و آتشی،یخ‌های سرد از دهانش بیرون پریدند و روی چوب‌های شومینه افتادند…

  • برای خواندن قصه هایی مثل بالاجا اژدهایا نه اولوب می توانید اپلیکیشن کتابخانام اوخوجان را از گوگل پلی و اپ استور دانلود کنید.
  • جهت مطالعه کتاب گونش سیستمی اوخوجان روی لینک بزنید.
hl1

ٔکامئنت یوخدور